X
تبلیغات
رایتل
 
از جنس باران...
تا ناکجا...
                                                                 
درباره وبلاگ
از جنس بارانم... قطره ای ز دریا... تکه ای از ابر... زیر سایه ی او... او که بی همتاست... "خواهش دریا از تمامی دوستان گرانقدر دریا...لطف و بزرگواریتان را در مبحث رعایت در امانت در از جنس باران شامل حال از جنس باران و دریا کنید شاید که یک روز دور این مطالب به لطف و محبت حضرت دوست جمع آوری شود...و بی گمان در چنین روزی تمامی سروده ها تقدیم به دوستان بزرگوار دریا خواهد شد...سپاسگزار لطف و محبت همیشگی شما بزرگوران می باشم..." با امضای "دریا.....م-ن" وبلاگ دیگر من quietseashore.blogsky.com پیشاپیش از لطف حضور پرمهرتان در ''Quiet Seashore'' صمیمانه سپاسگزارم... "دریا....." اینستاگرام : ghatreh.baranam
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 113347
Online User
جمعه 9 مرداد‌ماه سال 1394 :: 04:36 ب.ظ ::  نویسنده : دریا

به آدمکهای شهر بگو کلاغ ها خسته ترند از آدمکها؛

سیاهی اشان غلام حلقه به گوش سفیدیه آدمکها شده است؛

به آدمکها بگو گرچه از خیال بی خیال شما روسیاه رخساره ی آفرینش خود هستند ولیکن تمامرخ دل کوچکشان به زلالی پیداست؛

و صد افسوس که به منت روی سپیدتان زیر بار قلبهای تاریکتان بال و پری ندارند از برای رهایی؛

بالفطره آزادند و نمیدانند و اسیر پلیدیهای آدمکها به هر سو که آنها بشتابند رهسپارند

سلام مرا به آنها برسان و بگو که گر سلامی ز ما به اغیار میرسانی یک کلاغ هم کافیست؛

چهل کلاغ را به کجا با خود میکشانی اینچنین هراسان...؟؟؟

به جرم بی جرم روی سیاهشان نبندیم سیاهیه دلهایمان را به بالشان!

کلاغ ها خسته اند...شرم باد بر آدمکها...

"دریا....."