از جنس باران...
تا ناکجا...
                                                                 
درباره وبلاگ
از جنس بارانم... قطره ای ز دریا... تکه ای از ابر... زیر سایه ی او... او که بی همتاست... "خواهش دریا از تمامی دوستان گرانقدر دریا...لطف و بزرگواریتان را در مبحث رعایت در امانت در از جنس باران شامل حال از جنس باران و دریا کنید شاید که یک روز دور این مطالب به لطف و محبت حضرت دوست جمع آوری شود...و بی گمان در چنین روزی تمامی سروده ها تقدیم به دوستان بزرگوار دریا خواهد شد...سپاسگزار لطف و محبت همیشگی شما بزرگوران می باشم..." با امضای "دریا.....م-ن" وبلاگ دیگر من quietseashore.blogsky.com پیشاپیش از لطف حضور پرمهرتان در ''Quiet Seashore'' صمیمانه سپاسگزارم... "دریا....." اینستاگرام : ghatreh.baranam
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 116123
Online User
سه‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1394 :: 05:18 ق.ظ ::  نویسنده : دریا

نمیدانیم که آن صراط که می گویند خیلی دور هم نیست...از ازل شروع شده و در حرکتیم...همینجا هر لحظه از رویش گام برمیداریم...می لغزیم...سینه خیز می شویم...سقوط میکنیم...توبه میکنیم...گاهی میدویم و گاهی زبانه های آتش صورتهایمان را داغ میکند...

افسوس که نمیدانیم و نمیدانند و میپندارند که چه نیکو میدانند...آن پل که وعده داده شده هم اینک،همین الان،همین ثانیه زیر پایمان است و ما تعادل نداریم...خیلی هم شاید نمانده باشد تا پایان راه ولیکن تو گویی انگار هر وجبش تولدی دیگرست...باطن و افکار ماست که می لغزاند مارا نه آنچه فقط می گوییم...

این پل که می گویند بسی نزدیکتر از همان نفس در جوار توست...چرا به دورها خیره ای؟زیر پایت را خوبتر بنگر...

"دریا....."