X
تبلیغات
رایتل
 
از جنس باران...
تا ناکجا...
                                                                 
درباره وبلاگ
از جنس بارانم... قطره ای ز دریا... تکه ای از ابر... زیر سایه ی او... او که بی همتاست... "خواهش دریا از تمامی دوستان گرانقدر دریا...لطف و بزرگواریتان را در مبحث رعایت در امانت در از جنس باران شامل حال از جنس باران و دریا کنید شاید که یک روز دور این مطالب به لطف و محبت حضرت دوست جمع آوری شود...و بی گمان در چنین روزی تمامی سروده ها تقدیم به دوستان بزرگوار دریا خواهد شد...سپاسگزار لطف و محبت همیشگی شما بزرگوران می باشم..." با امضای "دریا.....م-ن" وبلاگ دیگر من quietseashore.blogsky.com پیشاپیش از لطف حضور پرمهرتان در ''Quiet Seashore'' صمیمانه سپاسگزارم... "دریا....." اینستاگرام : ghatreh.baranam
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 114149
Online User
شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1392 :: 07:06 ب.ظ ::  نویسنده : دریا

به روزها که می نگریم گویا هیچ گاه گذر نمی کنند... به ساعت که می نگریم گویا قرار ندارد و لحظه ای نمی ایستد...شاید گذر زمان از فرار ساعتهاست که بیشتر نمایان است...

و یا شاید آسمان خود گویای همه چیز باشد...

آفتاب...برف...باران...ابر...و ما چه؟ آیا با این گذر کردن ها کمی از خود نیز گذر میکنیم تا کمی دورتر از خود به خود بنگریم و ببینیم که آیا ما نیز تغییر کرده ایم یا خیر؟

تا بحال بخود نگریسته ایم تا ببینیم پا به پای این گذر کردن ها چه نصیبمان شده؟

با خود فکر کرده ایم شبی که چه کرده ایم؟ و چگونه گذشته ایم؟ خوب بودن و بد بودنهایمان را نگریسته ایم؟ 

چقدر به خود امتیاز می دهیم؟چقدر امتیاز کم میکنیم و در نهایت به چه امتیازی می رسیم؟ همانقدر که از هستی گرفته ایم...چیزی نیز به هستی داده ایم؟ در بودنمان چه خیری اندیشیده ایم...تا رفتنمان خاطره ای باشد برای هستی و گیتی؟ چه بر جای گذاشته ایم؟

تا جایی که به یادمان هست همیشه یک ترازو به دست داشته ایم تا سبک و سنگین کنیم داده ها و گرفته هایمان را...و در نهایت چه خوش بوده ایم که یکّه تاز روزگاریم...چقدر رند و باهوش بوده ایم که بیش گرفته ایم و کم داده ایم...دریغ و صد افسوس که ندانستیم و نخواستیم که بدانیم که آنچه که داده ایم تمام دارایی ماست نه آنچه گرفته ایم...کاش میدانستیم و کاش بدانیم که کائنات تمام داده هایمان را در خود ثبت و ضبط خواهد کرد حتی دقیقتر از آن حسابی که فکر میکنیمم خودمان از داشته ها و گرفته هایمان داریم...

گاهی حتی برای خود دل نمی سوزانیم تا به اغیار...ولی هستند کسانی که هم به خود عشق می ورزند و هم به اغیار...و حتی به جانداران دیگر...

توشه ی ما از برای خودمان چیست؟ در عالم معنا به ازای آنچه کرده ایم پالس های مثبت دریافت خواهیم کرد...چه پالس مثبتی به گیتی داده ایم تا روزی پالس مثبتی در عالم معنویات دریافت کنیم؟

آنچه که من میپندارم این هست که عالم معنای هرکس به وسعت درکش از بودن هست...درست همانگونه که هر کس خدای آفرینشش را به وسعت ادراکش درک خواهد کرد... ابعاد زندگی هر کس به تعداد بعدهایی است که خود از برای خود میبیند...و خیلی از ما حتی یک بعد نیز برای خود نداریم با وجود آنکه در دنیای 3d زیست میکنیم...و این در حالی است که هر چقدر عوالمت وسعت یابد ابعادت از زیستن نیز افزایش می یابد...و بعدهایی خواهی رسید که دیگری نمی بیند...و یا نمی خواهد ببیند...

و این نفی ابعاد نخواهد بود...

تنها چیزی که شاید در این ابعاد مشترک باشد نقطه ی آرامش مطلق است!!!

که هر کس در هر وجهی آن را دریافت خواهد کرد ولی به نسبت ظرفیت اش...توانایی را هر کسی دارد...ولیکن ظرفیت چیزی است که خود کسب خواهیم کرد و این تلاش برای وسعت یافتن ظرفیت است که همه را از پا در خواهد آورد و خسته خواهد کرد و در نهایت می اندیشند که حتما نمی توانند پس توانا نیستند...

پایان تمام نگاشتن ها نتیجه ای است ولیکن این نگاشتن ها پایانی نخواهند داشت و همین پایان نداشتن ها همان پایان خواهد بود...آنکس که میخواند در پس هر واژه خواهد توانست نتیجه بگیرد و نتیجه ای که او میکرد با نتیجه ای که آنکس دیگر میگرید یکسان نیست... و من مینگرم که چقدر این تفاوتها زیباست...هر کس در نهان خودش میداند که همه وحدتی مافوق تصور و وجودی مطلق داریم ولیکن این تضادها چه زیبا هر بعد را جلوه و آرایش می دهد...ز هر طرف که بنگری چهره ای آراسته خواهی دید...بعدها را اگر افزایش دهیم بیشتر با گیتی احساس یکی بودن خواهیم کرد...

بد نیست گه گاهی کمی سفر کنیم...سفری به درون...بدون نیاز به پاپوش و بدون حتی ریالی هزینه...برهنه وارد قایق دل شویم و بیاموزیم آنچه که خود خواهد آموخت...

روزها و شبهای برفی گرم و زیبایی رو برای دوستداران این کرشمه زیبا و سپید زمستانی آرزو دارم...

"دریا....."

+ دوستای خوبم وبلاگ انگلیسی من بروز شده .از حضورتون در اون وبلاگ هم خوشحال میشم...

http://quietseashore.blogsky.com/