X
تبلیغات
رایتل
 
از جنس باران...
تا ناکجا...
                                                                 
درباره وبلاگ
از جنس بارانم... قطره ای ز دریا... تکه ای از ابر... زیر سایه ی او... او که بی همتاست... "خواهش دریا از تمامی دوستان گرانقدر دریا...لطف و بزرگواریتان را در مبحث رعایت در امانت در از جنس باران شامل حال از جنس باران و دریا کنید شاید که یک روز دور این مطالب به لطف و محبت حضرت دوست جمع آوری شود...و بی گمان در چنین روزی تمامی سروده ها تقدیم به دوستان بزرگوار دریا خواهد شد...سپاسگزار لطف و محبت همیشگی شما بزرگوران می باشم..." با امضای "دریا.....م-ن" وبلاگ دیگر من quietseashore.blogsky.com پیشاپیش از لطف حضور پرمهرتان در ''Quiet Seashore'' صمیمانه سپاسگزارم... "دریا....." اینستاگرام : ghatreh.baranam
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 114149
Online User
یکشنبه 10 آذر‌ماه سال 1392 :: 01:44 ب.ظ ::  نویسنده : دریا
معنای عشق :
ابن سینا در رساله فی ماهیه العشق میگوید : "عشق  در حقیقت خود ، چیزی جز نیکو شمردن امر حسن ( نیک و زیبا ) و جدا ملایم نیست . بر این اساس وی معتقد است که هر یک موجودات چیزی را که ملایم و سازگار خود می یابد تحسین می کند و اگر خود فاقد آن است به سوی آن کشیده می شود . خیر خاص هر موجودی رسیدن به آن چه در حقیقت ملایم اوست یا آن چه گمان می رود که ملایم اوست ، دانسته می شود .
ابن سینا  در کتاب قانون خود تعریفی از عشق آورده  است ، اما منظور عشق او در آن ، نوعی وابستگی و جذبه ی مالیخولیایی یک انسان به انسان دیگر است . بنابراین ابن سینا  در این کتاب ، عشق را نوعی بیماری می داند و به راه های درمانش نیز اشاره می کند . تعریف او در این باره چنین است : " عشق نوعی بیماری مشابه مالیخولیاست که انسان خودش را بدان مبتلا می سازد، بدین طریق که نیکویی و شایستگی برخی صورت ها و شمایل بر اندیشه و فکر مسلط و غالب می شود . "
رابطه ی عشق و ادراک :
خواجه نصیر طوسی در شرح سخنان ابن سینا توضیح می دهد که هر چیزی که خیر در اوست مختار و برگزیده است و ادراک آن چه برگزیده است ، از آن جهت که برگزیده است حب نام دارد ، باید افزود  " شدت حب "  را عشق  می نامند.
هر چه ادراک کاملتر باشد و مدرک خیریت بیشتری داشته باشد ، عشق شدیدتر خواهد بود . ادراک تام و کامل صورت نمی پذیرد ، مگر با وصول تام و کامل .
مراتب عشق  :
سخن از مراتب عشق را در مباحث ابن سینا می توان در باب مراتب لذت یافت . لذت مراتبی دارد و در مورد هر لذت برنده و لذت  دهنده یی مطابق عالم و حالاتش است . از آنجا  که رابطه عاشق  و معشوق ، رابطه  لذت برنده ( لاذ ) و لذت دهنده ( ملتذ)  نیز هست ، مراتب لذت ، مراتب عشق  نیز می باشد .
الف) عشق خداوند به خود : این عشق ، بالاترین مرتبه از مراتب عشق است . دلیل این امر از نظر ابن سینا آن است که خداوند متعال بالاترین مرتبه ادراک را داراست  هم چنین او بالاترین درجه کمال را دارد تا آن حد که از عدم و امکان که منبع شر هستند به دور است  بر اساس نظر خواجه نصیر شدت عشق بر اساس همین دو معیار ادراک و کمال مشخص می شود . بنابراین ، خداوند لذاته بزرگترین عاشق  و معشوق و هم چنین  بزرگترین لاذ و ملتذ است .
ابن سینا برای  توضیح بیشتر خود به تفاوت عشق ( به معنای حقیقی ) و شوق پرداخته است . عشق حقیقی عبارت است از : "  شادمانی و بهجتی که از تصور حضور داشتن یک ذات ایجاد می شود ."
هر چه ادراک کاملتر باشد و مدرک خیریت بیشتری داشته باشد ، عشق شدیدتر خواهد بود . ادراک تام و کامل صورت نمی پذیرد ، مگر با وصول تام و کامل .
اما معنای شوق ، حرکت برای تمام کردن آن ابتهاج است ، هنگامی که صورت از یک جهت تحقق و تمثل یابد . به گونه یی که  در قوه خیال تمثل یافته است و از جهت دیگر تمثل نیافته باشد . چنان که پیش می آید که در
حس تمثل نیابد تا به سبب شوق تمثل حسی برای یک امر حسی کامل و تمام گردد . پس هر مشتاق به چیزی دست یافته و به چیز دیگری هم دست نیافته است ، ولی عشق چیز دیگری است . بر این اساس خداوند تعالی منزه از شوق است ، زیرا ممکن نیست چیزی از او غایب باشد.
ب ) عشق جواهر عقلی به ذات خداوند و به ذات خود : این عشق دومین مرتبه از مراتب عشق است .
ج ) عشق عاشقان مشتاق : ایشان از آن روی  که عاشقند ، چیزهایی یافته اند و از آن لذت می برند و از آن لحاظ که مشتاق ، دچار رنجه هستند. اگر چه چون این رنجه ها از جانب معشوق است برای آنها رنجه هایی لذت بخش است
د ) عشق نفوس بشری در تردد میان جهان ربوی و جهت فرودین
ه ) عشق نفوسی که طبیعت بر آن ها حاکم است
ابن سینا معتقد است عشق در همه ی موجودات جاری است .وی در رساله فی ماهیه العشق آشکارا به این  نظر اشاره می کند و یاد آور می شود که عشق به نوع انسان اختصاص ندارد ، بلکه در جمیع موجودات اعم از افلاکیان و عناصر و موالید ثلاث معدن ، نبات و حیوان و دیگر هویات و موجودات جاری و ساری است .
نتیجه گیری :
ابن سینا با توجه  به معنای عشق که همان نیکو شمردن امر زیبا و ملایم است . معتقد  است   که خیر هر یک از موجودات رسیدن به آن چه ملایم اوست می باشد . هر چیزی که خیر موجود در آن است ، برگزیده  است و ادراک آن ، از آن جهت که برگزیده است حب نام دارد . شدت حب همان عشق است . هم چنین در ادامه به تفاوت عشق و شوق پرداخته است .
مراتب عشق از دیدگاه وی عبارتند از : عشق خداوند به خود ، عشق جواهر عقلی قدسی به ذات خداوند و به ذات خود ، عشق عاشقان مشتاق ، عشق نفوس بشری در تردد میان جهت ربوبی و جهت فرودین و عشق نفوسی که طبیعت بر آن حاکم است . ابن سینا معتقد است عشق به زیبایی در همه ی موجودات عالم جاری است .
با تشکر از وبلاگ