X
تبلیغات
رایتل
 
از جنس باران...
تا ناکجا...
                                                                 
درباره وبلاگ
از جنس بارانم... قطره ای ز دریا... تکه ای از ابر... زیر سایه ی او... او که بی همتاست... "خواهش دریا از تمامی دوستان گرانقدر دریا...لطف و بزرگواریتان را در مبحث رعایت در امانت در از جنس باران شامل حال از جنس باران و دریا کنید شاید که یک روز دور این مطالب به لطف و محبت حضرت دوست جمع آوری شود...و بی گمان در چنین روزی تمامی سروده ها تقدیم به دوستان بزرگوار دریا خواهد شد...سپاسگزار لطف و محبت همیشگی شما بزرگوران می باشم..." با امضای "دریا.....م-ن" وبلاگ دیگر من quietseashore.blogsky.com پیشاپیش از لطف حضور پرمهرتان در ''Quiet Seashore'' صمیمانه سپاسگزارم... "دریا....." اینستاگرام : ghatreh.baranam
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 114149
Online User
دوشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1392 :: 01:32 ق.ظ ::  نویسنده : دریا

به یاد کودکیهایم

به یاد قدیمترهایم...

به یاد شبهای خلوت با دوست آسمانی...

به یاد غم ها و شادیها...

به یاد یادها و خاطرات خوب و شیرین و غم و اندوه...

به یاد هرچه خوبی و محّبت...به یاد هر چه که در یادم آید...می گویم یادش بخیر...


و اکنون یک سطر جدید از بودن و زیستن...بودن و نوشتن...خواندن...و شمیم عشق را به جان و دل کشیدن...

یک سطر تازه از زندگی...آغاز بیداری دل در بوستان محّبت...

دادن یک دست پر از عاطفه و امید...

یک آغاز از جنس باران...

یک آغاز تا بی نهایت دریا...همان دریا که در خلوت خود نگارنده ای از جنس دل بوده...

و اینک مینوسد از برای او...

یک او که جای تمامی سوم شخص های مفرد دنیا را گرفته...

یک او که دلی هم جنس با باران و نزدیک به دل دریاست...

یک او که گرفت اول شخصم را و داد دوم شخصش را تا بشویم ما...ما از جنس باران...

ما در دریایی از عاطفه و امید...ما با دلی رئوف و لرزان...ولیکن با دنیایی از آرامش و لبخند...

و اینست سطر جدید دریا...دستی که در دامان حق دستی را به قلب خواهد فشرد...و از زمین تا عرش عشق به پرواز در خواهد آمد...

آغاز یک سفر...سفری طولانی از من و او...تا مایی ابدی و آسمانی...

آغازگر یک سفرم...کوله بارم بغچه هاییست از عشق...امید...توکّل...

و دستی گرم از محبّت دوست...و تشنه ی خلوص...

توشه ام بر دوش و دستی که میفشارد دستانم را و میبرد مرا به دنبالش...آماده ی این سفرم تا ناکجای دنیا...

همسفری شده ام با لبخندی از نور...و همچون کودکی پر عاطفه و احساس و لبخندی بر لب و رها در جاده ی زندگی در کنارش قدم بر میدارم...

آری نوشتم تا بماند آغاز این سفر...

آغاز پیوند دریا با مهتاب...

دعا گوی سفرم باشید تا ایوان خانه ام همیشه سرسبز و پر مهر بماند از دعای خیر شما سبز دلان...

شما که یک سال و اندی همراه دریا و قصه های شاد و غمگینش بودید شایسته ترینید برای قسمت کردن شادی و ره توشه ی عشقش...

کمتر از یک ماه مانده به پیوند دریا و یک دل از جنس باران...

سپاسگزار همراهیه همیشگی شما دوستان مهربان از جنس باران میباشم...


و همچنین ،فرخنده میلاد هشتمین اختر ولایت و امّت (ضامن آهو) حضرت امام رضا (ع) رو خدمت تمامی شما دوستان گرامی از جنس باران تبریک و تهنیّت عرض میکنم...

"دریا....."