X
تبلیغات
زولا
 
از جنس باران...
تا ناکجا...
                                                                 
درباره وبلاگ
از جنس بارانم... قطره ای ز دریا... تکه ای از ابر... زیر سایه ی او... او که بی همتاست... "خواهش دریا از تمامی دوستان گرانقدر دریا...لطف و بزرگواریتان را در مبحث رعایت در امانت در از جنس باران شامل حال از جنس باران و دریا کنید شاید که یک روز دور این مطالب به لطف و محبت حضرت دوست جمع آوری شود...و بی گمان در چنین روزی تمامی سروده ها تقدیم به دوستان بزرگوار دریا خواهد شد...سپاسگزار لطف و محبت همیشگی شما بزرگوران می باشم..." با امضای "دریا.....م-ن" وبلاگ دیگر من quietseashore.blogsky.com پیشاپیش از لطف حضور پرمهرتان در ''Quiet Seashore'' صمیمانه سپاسگزارم... "دریا....." اینستاگرام : ghatreh.baranam
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 118490
Online User
پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1392 :: 01:11 ق.ظ ::  نویسنده : دریا
پا به پای کودکی هایم بیا 
کفش هایت را به پا کن تا به تا 

قاه قاه خنده ات را ساز کن 
باز هم با خنده ات اعجاز کن 

پا بکوب و لج کن و راضی نشو 
با کسی جز عشق همبازی نشو 

بچه های کوچه را هم کن خبر 
عاقلی را یک شب از یادت ببر 

خاله بازی کن به رسم کودکی 
با همان چادر نماز پولکی 

طعم چای و قوری گلدارمان 
لحظه های ناب بی تکرارمان 

مادری از جنس باران داشتیم 
در کنارش خواب آسان داشتیم 

یا پدر اسطوره دنیای ما 
قهرمان باور زیبای ما 

قصه های هر شب مادربزرگ 
ماجرای بزبز قندی و گرگ 

غصه هرگز فرصت جولان نداشت 
خنده های کودکی پایان نداشت 

هر کسی رنگ خودش بی شیله بود 
ثروت هر بچه قدری تیله بود 

ای شریک نان و گردو و پنیر! 
همکلاسی! باز دستم را بگیر 

مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست 
آن دل نازت برایم تنگ نیست؟ 

حال ما را از کسی پرسیده ای؟ 
مثل ما بال و پرت را چیده ای؟ 

حسرت پرواز داری در قفس؟ 
می کشی مشکل در این دنیا نفس؟ 

سادگی هایت برایت تنگ نیست؟ 
رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست؟ 

رنگ دنیایت هنوزم آبی است؟ 
آسمان باورت مهتابی است؟ 

هرکجایی شعر باران را بخوان 
ساده باش و باز هم کودک بمان 

باز باران با ترانه، گریه کن ! 
کودکی تو، کودکانه گریه کن! 

ای رفیق روز های گرم و سرد 
سادگی هایم به سویم باز گرد! 
با تشکر از وبلاگ دلنوشته...
+دوستان عزیز کمی سرم شلوغ بود نشد بیام نت...شرمنده...